River Road
..... شاید نوشتن این مطلب یه کم دیر باشه نسبت به زمانی که لغات در وطن ما در حال تبدیل شدن هستند ولی این همه آسمان ریسمان بافتم به این دلیل که از وقتی این وبلاگ را باز کردم اسمش شده معما برای عده ایی. با اینکه زیاد هم این ترجمه عجیب غریب نیست ولی ظاهرا معما شده برای بعضی از دوستان ، ما اومدیم فارسی را پاس بداریم انگار نشد و از آن جهت این اسم برام مهمه و کلی ارزش پشتش خوابیده به هیچ عنوان تغییری در آن نخواهم داد پس بهتر است ما یکی فارسی را پاس نه بداریم( به قول یکی از دوستانم که داره فارسی میخونه و فکر میکنه آگه فعلی را بخواد منفی بشه باید یه نه به اولش اضافه کنه حله)و با همان River Road کنار بیایم . ببخشید تلفن همرام زنگ میخوره من برم دیگه خوشحال نه به خاطر ذوق و شوق و خاطرات مدرسه و نه به خاطر همه اون چیزهایی که همه با اومدن ماه مهر به یادش میافتن و دلشون تنگ میشه بلکه فقط به خاطر تمام شدن آن دوران به این خاطر که دیگه به مدرسه نخواهم رفت به این خاطر که مدرسه برای من تمام شد.
ديگر درخت نمی داند
كه آمد و رفته ؟
پنجره نمی داند
كه بازاست يا بسته ؟
و باد
باد نمی داند
بوزد ، برود ،
وزيده است يا رفته ؟
.....
گهگاهی هم چنگ می زند
بر سيمِ خارداری
كه نوزد ديگر
و بماند
مثلِ يك تكه پارچه یِ ريشْ ريشْ
و بالْ بالْ بزند
در بادِ ديگری
اين باد
![]()
| Design By : Night Skin |

